شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

318

نفثة المصدور ( فارسى )

مرحوم دهخدا در « امثال و حكم » ج 3 ص 1218 ، در اين باب بشواهدى چند اشارت كرده‌اند ، بدانجا رجوع افتد . ( 421 ) - ص 98 س 10 و 11 هوى ناقتى . . . الخ آرزوى دل و خواست شتر من ( : كرّهء وى ) پس پشت من ، و آرزوى دل و خواست من ( : معشوق ) پيش روى منست ، همانا آرزوى دل من و آن وى در دو سوى مخالفست . اين بيت از قصيدهء نونيّهء عروة بن حزام العذرىّ است . « كتاب ذيل - الأمالى و النّوادر » ص 158 ، « خزانة الأدب » لعبد القادر بن عمر البغدادىّ ج 3 ص 345 . در « الكامل » للمبرّد ج 1 ص 27 و 28 آمده است : « و ممّا يستحسن لفظه و يستغرب معناه و يحمد اختصاره قول أعرابىّ من بنى كلاب . . . هوى ناقتى خلفى . . . الخ » . در مثنوى معنوى ، دفتر چهارم ، ص 368 و 369 ، بيت 1533 - 1542 ، در عنوان : « چاليش عقل با نفس همچون تنازع مجنون با ناقه ، ميل مجنون سوى حرّه ، ميل ناقه واپس سوى كرّه ، چنانك گفت مجنون : هوى ناقتى خلفى . . . الخ » آمده است : « همچو مجنون‌اند و چون ناقه‌ش يقين * مىكَشَد آن پيش و اين واپس بكين مَيْلِ مجنون پيشِ آن لَيْلى روان * مَيْلِ ناقه پس پىِ كرّه دوان يك دم ار مجنون ز خود غافل بُدى * ناقه گرديدى و واپس آمدى عشق و سَوْدا چونك پُر بودش بَدَن * مىنبودش چاره از بىخود شدن